تبليغاتX
آسمان من -

آسمان من

آسمان فرصت خوبيست اگر پر بكشيم / به افق هاي دل انگيز خدا سر بكشيم

 

Dante's Prayer

When the dark wood fell before me
And all the paths were overgrown
When the priests of pride say there is no other way

I tilled the sorrows of stone

 

I did not believe because I could not see
Though you came to me in the night
When the dawn seemed forever lost
You showed me your love in the light of the stars


Cast your eyes on the ocean
Cast your soul to the sea
When the dark night seems endless
Please remember me

 

Then the mountain rose before me
By the deep well of desire
From the fountain of forgiveness

Beyond the ice and the fire

Cast your eyes on the ocean
Cast your soul to the sea
When the dark night seems endless

Please remember me

 

Though we share this humble path, alone
How fragile is the heart
Oh give these clay made wings to fly
To touch the face of the stars

 

Breathe life into this feeble heart
Lift this mortal veil of fear
Take these crumbled hopes, etched with tears
We'll rise above these earthly caresme

 

Cast your eyes on the ocean
Cast your soul to the sea
When the dark night seems endless

Please remember me
Please remember me

 

 

هنگامی که جنگل تیره در حضور من به زمین افتاد

و همه راه ها از رویش گیاهان گوناگون سبز شدند

هنگامی که کشیش های کم ایمان گفتند هیچ راهی وجود ندارد

من به سوگ سنگ نشستم

 

من ایمان نیاوردم چون نتونستم حقیقت رو ببینم

ولی تو در شب به سوی من اومدی

زمانی که به ظاهر سپیده صبح گم شد

تو عشق و ایمان رو در نور ستارگان به من نشون دادی

 

چشمانت را روی اقیانوس قرار بده

روحت را روی دریا قرار بده

هنگامی که شب به ظاهر بی پایان به نظر میاد

من رو به یاد بیار

 

 

وقتی که کوه های مملو از گل سرخ در حضور من

همراه امیدها و آروزها

از سرچشمه بخشش و  گذشت

در ماورای سرما و حرارت سر برافراشتند

 

آنگاه

چشمانت را روی اقیانوس قرار بده

روحت را روی دریا قرار بده

هنگامی که شب به ظاهر بی پایان به نظر میاد

من رو به یاد بیار

 

به هر حال ما این راه فروتنی را تنها طی می کنیم

با اینکه این قلب شکننده در این راه می شکند

این خاک را به من بده میخواهم بال هایی برای پرواز بسازم

تا صورت ستارگان را لمس کنیم

 

 

 قلبم ضعیف می زند

این پرده فانی وحشت را پاره کن ، با من بیا

این امیدهای فرو ریخته را بگیر ، با اشک قلم بزن

ما فراتر از این زمینی های صعود خواهیم کرد

 

چشمانت را روی اقیانوس قرار بده

روحت را روی دریا قرار بده

هنگامی که شب به ظاهر بی پایان به نظر میاد

من رو به یاد بیار

من رو به یاد بیار...

+ نوشته شده در جمعه 1386/05/05ساعت 12:6 PM توسط مونا |